تاریخچه جاده اکبر آباد الموت شرقی

باسلام وتحیت

خدا رحمت کند بزرگمرد تاریخ معاصر رودبارالموت دکتر سید نورالدین ویکانی الموتی معروف به آقا نور الموتی قاضی و مستشار دادگستری که سال ۱۳۴۲ وزیر دادگستری کابینه علی امینی شد و بسیاری از فاسدان دربار شاه را محاکمه و مورد پیگیرد قانونی قرار داد با خود شاه هم مشکل داشت.
ایشان اولین جاده ماشین رو رودبارالموت با هزینه شخصی و فروش درختان کهنسال گردو در سال ۱۳۳۸ از مسیر حصارخروان-کبریت میان- قزقلعه- گردنه اکبرآباد(دکل تلویزیونی،مخابراتی) مزرعه زرنو حیله رود- اکبرآباد-آقاگیر -پل فلزی شیرکوه -تونل شیرکوه بطول ۴۸۳ متر طول ۵ متر عرض و ارتفاع که تاریخ حفر تونل روی آن حک شده شروع احداث ۱۳۴۴/۰۵/۳۱ پایان ۱۳۴۴/۰۹/۰۱ این مسیر حدود ۶ کیلومتر کوتاهتر از مسیر فعلی و از نظر آفتابگیری،بهمن گیری کم با کمترین رانش در دشت آقاگیر، دارای جاذبه های چشمگیر ، مسیری امن و قابل اصلاح هندسی بود.

با توجه به اینکه رودبارالموت در ۱۶ آبان ۱۳۱۶ با اجرای قانون جدید تقسیمات کشوری مصوب سال ۱۲۸۵ مجلس شورای ملی دوران مشروطیت بخش اعلام شد ابتدا گازرخان مرکز بخش اعلام گردید که با اصلاحیه همان قانون در دی ماه ۱۳۱۶ معلم کلایه مرکز بخش گردید که جزء اولین بخشهای تاسیسی ایران و ۷ بخش شهرستان قزوین آن زمان بود.
این بزرگمرد تاریخ معاصر رودبارالموت برای رفاه و آسایش و کاهش آلام و رنج و درد مردمان محروم و مظلوم و سخت کوش و باهوش رودبارالموت مصمم و با اراده پولادین راه دسترسی معروف اکبرآباد را در ادامه به قوره در(سلیمان آباد) مزرعه بیدلی باغدشت،باغکلایه،پل فلزی دوکمران شهرک و در نهایت به معلم کلایه مرکز بخش ادامه داد.
و در دهه ۱۳۴۰ بسیاری از اداره های آن را تاسیس کرد در حالیکه بجز بخش مرکزی قزوین بخشهای دیگر اداره نداشتند.
در ادامه مشاوران برای ادامه مسیر به سمت تنکابن در سال ۱۳۴۶ چندین بار بررسی کردند که با توجه به جمعیت کم کشور و کمبود وسیله نقلیه از نظر اقتصادی توجیه نداشت و اجرایی نشد.
روحش شاد،یادش گرامی و جاودان مزار این فقید سعید در حرم شاهزاده عبدالعظیم حسنی در ری تهران است

با تشکر از آقای علی تقوایی شهرکی

ادامه نوشته

*نامه بزرگ بانوی باشتی به زینب موسوی که به فردوسی اهانت کرده بود*

📗
شاهنامه دادنامه‌ای است بر علیه بیداد، و ستایش‌نامه‌ای است بر داد، خرد، مهر و آزادی.

✍*نامه بزرگ بانوی باشتی به زینب موسوی که به فردوسی اهانت کرده بود*
نامه‌ای به زینب موسوی ، که فردوسی را به تمسخر گرفت

دخترم،من باید با تو حرف بزنم ،، نه از روی خشم و عتاب،، بلکه از روی خرد و صبر.این روزها همه به تو تاختند ونمیدانم اکنون در چه حال هستی. اما یقین دارم حال خوبی نداری. چرا که
یقین دارم که فردوسی را نمی‌شناسی.واگر می‌میشناختی این گونه به تحقیر خودت برنمیخواستی ،،وزبان به تمسخر فردوسی نمی گشودی ،،،
نه قامت اندیشه‌اش را، نه ژرفای جانش را، و نه عظمت کتاب جاودانه‌اش، شاهنامه رانمیشناسی این را یقین دارم. اگر لحظه‌ای در دریاهای بی‌کران سخن او فرو رفته بودی، زبانت از تمسخر می‌خشکید و دل به ستایشش خم می‌شد.

شاهنامه تنها دفتر رزم نیست؛
کتاب خرد است، کتاب انسان است، کتاب ایران است. هر سطرش سندی است از هویت، هر بیتش سپری است در برابر فراموشی. شاهنامه دادنامه‌ای است بر علیه بیداد، و ستایش‌نامه‌ای است بر داد، خرد، مهر و آزادی.

و تو هیچ نمی‌دانی که در این کتاب، زنان چه جایگاهی دارند:

فرانک که در دل ظلمت، چراغ امید را برای فریدون افروخت.

رودابه که با شجاعت عشقش، رشته‌های پیوند تازه میان خاندان‌ها بست.

گردآفرید که به جنگ سهراب رفت و نشان داد دلیر بودن به مرد و زن نمی‌شناسد.

فرنگیس که عشقش به سیاوش، در فرزندش کیخسرو جاودانه ماند.

منیژه که از تخت و تاج گذشت تا کنار بیژن در سیاه‌چال بایستد.

گوش کن دخترم، فردوسی قرن‌ها پیش‌تر از آنکه جهان امروز سخن از حقوق زن گوید، در شاهنامه زن را در قله‌ی عزت و خرد نشانده بود.

شاهنامه بیش از آنکه جنگ‌نامه باشد، کتاب خرد است.
در آن هیچ فضیلتی بالاتر از اندیشه نیست. تاج و تخت می‌پوسد، زر و زور می‌گذرد، اما خرد و داد می‌ماند. رستم در اوج پهلوانی به رایزنی بزرگان گوش می‌سپارد و سیاوش در آتش، راستی را بر هر چیز برتر می‌داند.

دخترم،
بی‌فرهنگی تنها در فقر و فساد و جنگ نیست؛ زخم عمیق‌تر آنجاست که کسی بر فرهنگ و هویت این سرزمین تیغ تمسخر زند و ستون‌های آن را نشانه بگیرد. درد من این است که میهنم امروز در چنبره اعتیاد و فقر و تورم و تن فروشی و هزار بلای دیگر دست‌وپا می‌زند، و در این میان،تو به عنوان دختری از ایرانشهر نیز بر پیکر زخمی‌اش نمک تمسخر می‌پاشی.
زینب جان که نامت شبیه دختر شاه جوان مردان عالم است ،
بدان که فردوسی با تمسخر فرونمی‌ریزد. او کوه استوار خرد است؛ هزار سال گذشته و هزاران سال دیگر نیز خواهد گذشت، و شاهنامه همچنان خورشید ایران خواهد بود. وبدخواهان اما، همچون سایه‌ای گذرا، در فراموشی تاریخ محو خواهند شد.

و با این همه، دخترم،
اگر امروز با خشم می‌نویسم، از سرِ درد است نه نفرت. هنوز آرزو دارم که روزی چشمت به روشنایی خرد باز شود و بدانی که فردوسی دشمن تو نیست، بلکه پدر معنوی همه‌ی ماست. روزی شاید بخوانی و دریابی که هر چه گفت، برای آزادی انسان و سربلندی ایران باشد

برای تو خرد و شجاعت را ارزومندم ،، یقین دارم اگر فردوسی زنده بود ،،از اینکه پنجاه سال است خون جوانان ایران زمین مثل چشمه ای بی زوال می‌جوشد شاهنامه ای دیگر می‌نوشت. ،،،،، ،، واز اینکه بجای گل در میان زلف دخترکان ایرانی ،،گل بر لب هایشان دود می‌شود و سلول‌های خاکستری مغزشان نابود می‌شود. از خود حرفهای بی ربط تولید می‌کنند، ،نه سی سال یلکه سی هزار سال می‌نشست ودر عزای ایران وسرنوشت تلخش نه شاه نامه که شیون نامه می‌نوشت، ،،،،،،

✍ *ملک تاج گرجی نیا*

مسدود شدن تونل جدید شیرکوه ، پروژه (قزوین،الموت،تنکابن)

بی کفایتی،سهل انگاری ،ناکارآمدی

سلام و ارادت حضور همشهریان عزیز
قابل توجه عموم مردم به ویژه مسئولان محترم منطقه :
مشکلات عمومی هر منطقه‌ای مانند الموت به دو دسته قابل پیش‌بینی (برنامه ای) و غیر قابل پیش‌بینی (حوادث غیرمترقبه) تقسیم می شود. امروزه حتی برای حوادث غیرمترقبه مانند سیل، زلزله ، طوفان و .... هم پیش بینی های لازم جهت جلوگیری و کاهش خسارات همراه با هشدارهای لازم انجام می‌شود.

پیمانکار و اداره راه الموت و ناظر پروژه ماه ها قبل از تعمیرات تونل جدید برای تحویل جاده خبر داشته اند و امری یک شبه و اتفاقی نبوده که مردم عزیز و نجیب الموت را به عذاب دچار کرده اند.

این موضوع جز بی کفایتی و سهل انگاری و عدم دلسوزی نیست.ضمن اینکه در هر تونل جاده ای حتما و باید کنار گذر جاده ای مناسب پیش بینی و احداث شود تا در مواردی که تونل به هر جهت مسدود شود از مسیر کنار گذر رفت و آمد انجام شود.این کنارگذر را اول تکمیل و آسفالت می کردید بعد تونل جدید را می بستید!!

البته بعید نیست که توجیه گران مسئول یا همان مسئولان بی کفایت اعلام کنند که جاده مذکور در دست احداث است و رفت و آمددر آن ممنوع.!

در پاسخ باید گفت شمارا به خدا بس کنید، این مردم نجیب حدود بیست سال برای بهره برداری از این پروژه صبوری پیشه کرده اند و به وعده های پوچ وشعارهای توخالی هرساله شما دلخوش کرده اند.

در دنیای امروز ایران هر سال تاخیر در پایان پروژه و افتتاح آن حداقل پنجاه درصد برمبنای تورم افسارگسیخته و بی صاحب اقتصاد کشور هزینه اضافی بر بیت المال و مردم مظلوم تحمیل می‌کند. آیا ناظر و فریادرسی برای کنترل پروژه و هزینه بیت المال برای این جاده بیست ساله وجود دارد ؟؟

اگر چنین است یک گزارش ساده و قابل فهم برای عموم مردم ارائه کنند. بنده به شوخی به یکی از مسئولان وزارت راه گفتم اگر مردم الموت و الموتیان هرکدام یک بیل و کلنگ و یک فرغون در دست می گرفتند و روزی یک متر جاده را درست می کردند امروز بزرگراه قزوین -الموت- تنکابن افتتاح شده بود.

تاریخ نشان می‌دهد جاده چالوس به آن عظمت و سختی با رنج دستان کارگران زحمتکش کندوانی و بدون ماشین آلات پیشرفته امروزی احداث شده است و یکی از دلایل به نتیجه رسیدن آن ناظر قدرتمند و دلسوز و وطن پرست بوده است. راستی نماینده های مجلس کجان؟!!

ببخشید از طولانی شدن کلام.

دکتر نادعلی رمضانی
مرداد ۱۴۰۴

طرح انتقال آب شاهرود به قزوین


به نام خدا

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

باسلام وتحیت
سالهاست زمزمه ایجاد سد بر سرشاخه های اصلی شاهرود...وانتقال آب منطقه الموت بزرگ به قزوین با فراز ونشیب های زیادی روبرو بوده است وخوشبختانه تاکنون به دلایل مختلفی این پروژه غیر قانونی! محقق نشده لازم به یاد اوری است که درصورت اجرای این پروژه منطقه الموت بزرگ شاهد تبعات عدیده زیست محیطی خواهد شد واز طرفی هم اقتصاد کل منطقه الموت وحتی شرق گیلان را فلج ونابود خواهد کرد
با روی کارآمدن آقای نوذری به عنوان استاندار قزوین ، مجددا طرح انتقال آب از سد طالقان به تهران تا برنامه در دست اقدام برای انتقال آب از شاهرود و دوهزار و سه هزار مازندران به استان قزوین بعداز سالها مجددا تکرار و گویا در دستور کار قرار گرفته است
که این عمل موجب خشم ونارضایتی اکثر مردم منطقه الموت بزرگ گردیده و در مخالفت با این طرح منتقدان، دلسوزان وکارشناسان حوزه آب منطقه به انحا مختلف با دلایل و نشست های مختلف وحتی حضور در رسانه صدا وسیمای استان قزوین( آقایان؛ مهندس مظفری ودکتر نوری) به طور رسمی اعلام مخالفت کرده اند... بدون تردید رودخانه شاهرود وسرچشمه های اصلی آن مهمترین منبع حیات بخش منطقه الموت بزرگ می‌باشند شاهرود قرنهاست، ضامن بقا زندگی وشکوفایی کشاورزی و اقتصاد منطقه الموت بزرگ می‌باشد
پس دولتمردان ومسئولین محترم ذی ربط به جای نابودی یک منطقه از تجربه تلخ یزد واصفهان عبرت بگیرند
وراههای بهتر وکم هزینه تری را با نظر کارشناسان حوزه آب ...انتخاب نمایند
شخصا" به عنوان یک الموتی از همه عزیزانی که آگاهانه وعاشقانه در راستای اعتلای الموت بزرگ وحقوق مردم منطقه چه با قلم وچه باقدم...گام برداشته وهمچنان در این راستا تلاش دارند وفعالیت می‌کنند
ازجمله اعضای محترم گروه تخصصی، کمیته مردمی آب استان قزوین وهمچنین تلاش آقایان ؛ علی فارسی، و محمد الموتی... کمال تشکر رادارم
وازطریق همین رسانه مجازی از امام جمعه محترم الموت آقای داوودی، آقای مرادی ریاست محترم دادگاه منطقه، آقای میرزایی سرپرست محترم بخشداری الموت شرقی و درکل همه مسؤلین محترم ذی ربط استدعا دارم نسبت به این مهم؛ ( انتقال آب شاهرود به قزوین) بی‌تفاوت نباشند وپیگیر این موضوع حیاتی باشند
چرا که علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

همه ما در قبال الموت مسؤلیم

با ارادت وتقدیم احترام
شمس‌الدین رجبی
۱۴۰۴/۲/۲

جاده قزوین، الموت، تنکابن

پروژه
راه اصلی جاده قزوین، الموت، تنکابن
"طرح راه اصلی تنکابن - الموت – قزوین که پیشنهاد آن در سال ۱۳۸۲ از سوی مسوولان امر مطرح و با اعلام موافقت آن در سطح ملی در سال ۱۳۸۶ عملیات اجرایی مرحله نخست آن از قزوین آغاز شد، در مجموع شامل ۶ قطعه است که با احداث آن شهرستان تنکابن در استان مازندران به بخش الموت از توابع شهرستان قزوین متصل می شود. فاصله شهرستان تنکابن تا شهرستان قزوین از طریق این پروژه ۱۶۴ کیلومتر است که ۷۰ کیلومتر آن در استان مازندران و بقیه هم جزو استان قزوین است"
"عملیات اجرایی این طرح در استان مازندران نیز به این صورت است که ۳۴ کیلومتر از این مسیر با پیشرفت فیزیکی حدود ۳۵ درصد انجام شده است و به گفته مسوولان امر اولویت نخست این بخش، تکمیل ۱۶ کیلومتر از مسیر از روستای مران تا ابتدای جاده سه هزار تنکابن است
اولویت نخست این مسیر به طول ۶۲ کیلومتر در استان قزوین با پیشرفت فیزیکی حدود ۹۰ درصد در حال اجراست که ۵۷ کیلومتر از این مسیر یک لایه آسفالت شده است.
گفته می شود برای حفظ محیط زیست، ۲ دستگاه گالری از چهار دستگاه برای عبور حیوانات ساخته شده است. در حال حاضر تونل شیرکوه این مسیر در استان قزوین به طول ۷۹۰ متر تکمیل شده و هفت پل به طول ۴۲۰ متر نیز در این مسیر احداث شده است.

باغدشت ،الموت


الموت بزرگ
باغدشت ، به دشت، با دشت!

باسلام واحترام

روستای باغدشت در لغت نامه: (باغ دشت . [ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان الموت بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین ، فاصله آن از جاده قدیمی قزوین ، قسطین لار ،معلم کلایه حدودا" (100 کیلو متر )

و ازجاده جدیدالاحداث یعنی جاده (قزوین الموت -تنکابن) حدودا" 56 کیلومتر است
درشمال این روستا شهر معلم کلایه
در جنوب آن رشته کوههای البرز در شرق آن روستاهای باغ کلایه، شورستان شهرک و در غرب آن روستای سلیمان آباد ( غوردر) قرار دارند
واما، روایتها در باره اسم باغدشت: اسم این روستا یه زمانی به دشت بوده که بعدا به پاک دشت و امروزه به باغدشت تغییر نام پیدا کرده است... این روستا از لحاظ وسعت جلگه ای وداشتن دشتهای وسیع جهت باغداری وکشاورزی نیز باغدشت نامیده شده .... بعضی هم میگویند یک زمان از لحاظ داشتن میوه ، به ...به این نام خوانده شده است
تاکنون هیچ منبعی جهت تاریخچه باغدشت دیده نشده است این روستا از لحاظ تاریخی در زمان حسن صباح بسیار اهمیت داشته، وجود قلعه بیدلان در باغدشت ،مهمترین قلعه دیدبانی با امکانات وتجهیزاتی بوده که آثارش هنوز در قلعه وجود دارد...
علاوه برقلعه بیدلان، برج دیگری مقابل روستای باغکلایه ...در باغدشت وجود داشته والان هم کل آن منطقه در روستای باغدشت به برجک مشهور است sh_rوقتی خطری از برج بیدلان احساس میشد با دود به برجک واز برجک به قلعه حسن صباح اطلاع داده می‌شد
✍#زبان؛
زبان مردم باغدشت هم مثل اغلب روستاهای الموت ؛ زبان تاتی است ، آداب ورسوم مردم باغدشت نیز در همه زمینه ها با آداب ورسوم کل منطقه تفاوت چندانی ندارد...
مسافران ودوستداران الموت می توانند از هر دومسیر یاد شده؛ (جاده قسطین لار، جاده جدید حصار خراوان ) به الموت و به باغدشت سفرکنند

✍#الموت رود
رودخانه الموت که پس از پیوستن طالقان رود در منطقه دو اب شیرکوه متصل و تشکیل رود بزرگ ومعروف ( شاهرود) می شود، تقریبا از وسط روستای باغدشت جاری است ،این رود حیات بخش باعث رونق کشاورزی وشالیکاری در بسیاری از روستاهای منطقه وبخش وسیعی از مناطق حاصلخیز روستای باغدشت شده است

مناطق #دیدنی وتاریخی آن قلعه بیدلان ، آبشارفصلی چب دره ، غار اسکول دره، مزارع زیبای شالی در آسیاجو، چالک، گزلات،وهمچنین
محدوده برجک است برجک وقلعه بیدلان از زمان حسن صباح ایجاد واحداث گردیده است
متاسفانه باغدشت با قدمت تاریخی که دارد، کمتر شناخته شده است، در حال حاضر این روستا دارای جاده مناسب وآسفالته، برق،آب،گاز ... وهمچنین دفتر دهیاری وشورا ،می‌باشد...

آخرین ویرایش.

✍شمس الدین رجبی
https://www.facebook.com/share/v/19ze8KBCLq/

انتقال آب از الموت

بحث انتقال آب الموت و فاجعه زیست محیطی

گزارشی از آقای علی فارسی

...من بار دیگر از همه متخصصین و کنشگران الموتی و غیر الموتی که دل در گروی آبادانی ایران دارند و میدانند انتقال آب الموت چه فاجعه زیست‌محیطی را به کشور تحمیل خواهد کرد ، به این کمیته کمک کنند تا بتوانیم با تکیه بر تخصص و ارائه مستندات کافی ، جلوی این فاجعه را بگیریم که ده سال دیگر ، یک گتوند دیگر ، یک ارومیه دیگر ، یک مرداب انزلی دیگر ، یک باتلاق گاوخونی دیگر روی دست کشور نماند....

سلام عرض میکنم و شب حضرات بخیر

عارضم چون بحث آب و حقابه قزوین شد و از طرفی هم مدتی‌ست که من بناست یک گزارشی از کلیات جلسات کمیته آب خدمت عزیزان بدهم ، بر آن شدم که شمه‌ای در این فقره بنویسم.

چنانچه مستحضرید تقریبا همزمان با مصاحبه استاندار محترم در شبکه خبر ، ما یک متن اعتراضی در توسعه گذاشتیم که خوشبختانه و به لطف دلسوزان الموت آن پست خیلی در فضای مجازی وایرال شد و پی‌وی خود استاندار و مسئولین استان و گویا برخی معاونین وزیر نیرو هم رفت.

پیرو این پست فدوی مفتخر شدم در معیت اصدقاء ارجمندم عالیجنابان دکتر نوری ، مهندس مظفری ، مهندس طاهری (محیط زیست) دکتر مومنی ، دکتر جمشیدی ، مهندس محمد نوری ، مهندس محسن نوری ، مهندس محمد الموتی (دبیر تشکل‌های زیست محیطی کشور) ، جناب سرهنگ زمانی (دبیر کارگروه آب الموت) و کثیری از دلسوزان و دغدغه‌مندان الموتین ، کمیته آب الموت را تشکیل دادیم.

در بادی امر خواستیم موضوع را متعصبانه و الموت‌شمول جلو ببریم که خب هر چه جلوتر رفتیم ، متخصصین و کارشناسان محترم با اطلاعاتی که ارائه کردند ، مجاب شدیم بجای الموت‌محور بودن ، این کمیته را محیط زیست محور جلو ببریم.

لذاست که از اینجا ببعد سعی کردیم از همه نیروهایی که میتوان از ایشان در جلوگیری از انتقال آب الموت استفاده کرد ، بهره ببریم.

چون دیگر موضوع الموت مطرح نیست ، بلکه تغییر اقلیم زیست بوم مطرح است که لااقل در ۳ - ۴ استان اتفاق خواهد افتاد.

در همین راستا و در همان اوایل شکل‌گیری کمیته آب توسعه ، با ارتباطاتی که داشتیم از جناب آقای دکتر لاهوتی رئیس محترم مجمع نمایندگان گیلان در مجلس وقت گرفتیم و یکی از متخصصین کمیته ، دبیر محترم کمیته ، شخصی بعنوان نماینده کشاورزان و آقای عباس زارعی بعنوان کنشگر اجتماعی الموت خدمت‌ ایشان رسیدند و آقای مهندس مظفری مختصات فنی موضوع و عزیزان دیگر نیز به تناسب تخصص خود ، مراتب را باستحضار جناب لاهوتی رساندند.

گویا آقای دکتر هیچ اطلاعی از موضوع انتقال آب نداشته‌اند که خوشبختانه پس از استماع توضیحات دوستان ما ، قول همکاری و همراهی موکد و ایستادگی در برابر انتقال آب (تا حد طرح سوال از وزیر نیرو در صحن علنی) دادند.

در نهایت بنا شد مجددا نشستی یا در وزارتخانه نیرو یا در مجلس با حضور کارشناسان و متخصصان حوزه آب برگزار گردد.

ولی آقای لاهوتی قول دادند همان روز موضوع را از وزیر پیگیری و اقدامات لازم را (به سهم استان گیلان) انجام دهند.

بنا داریم نشست متخصصان و کارشناسان این حوزه با وزیر محترم نیرو و مجمع نمایندگان استان گیلان را حتی‌المقدور در سال جاری برگزار کنیم.

از طرفی بنا داریم استان مازندران و مشخصا چالوس و تنکابن و حوزه آب‌بر رودخانه‌های دوهزار و سه هزار را هم درگیر این فرآیند کنیم. (چون اگر بنا باشد آب را از سرچشمه‌ها منتقل کنند ، مازندران هم شدیدا متاثر میشود.)

از سوی دیگر آقای محمد نصرالهی الموتی دبیر سمن‌های زیست محیطی کشور به ما کمک میکنند.

ایشان در حوزه کاری خودشان حدود ۳۰ تشکل زیست محیطی ملی و استانی را با موضوع درگیر کرده‌اند و بناست از ظرفیت تخصصی این سمن‌ها و نیز برد ملی ایشان در جهت جلوگیری از انتقال آب استفاده کنیم که نیروی عظیمی‌ست.

۵شنبه همین هفته با آقای سالار آبنوش نماینده محترم نشستی را خواهیم داشت تا کارشناسان ما اساس موضوع آب و انتقال آب و حقابه قزوین از سد طالقان را تبیین کنند.

از دفتر امام جمعه محترم قزوین و خانم بیگی هم درخواست وقت کرده‌ایم که بزودی محقق میشود.

و خیلی امیدواریم ایشان هم همین ۵شنبه وقت ملاقات بدهند.

از دیگر بزرگان استان (مثل آشیخ قدرت علیخانی و آقای دکتر محمد و بعض دیگر) نیز بشرح ایضا ملاقاتهایی داریم.

آقای مهندس سعید رشوند تمهیداتی اندیشیده‌اند و ما را با هیئت مدیره تعاونی آب‌بران سد طالقان که بالغ چند هزار کشاورز قزوینی را زیر سیطره خود دارد ، لینک کرده‌اند.

این تشکل یک تشکل بزرگ ، قوی و بسیار تاثیرگذار در حوزه آب استان است که کمک بی‌بدیلی میتواند برای کمیته آب توسعه باشد.

به دلیل برخی ملاحظات من وارد جزئیات جلسات نمیشوم.

اما آنچه که باید گفته بشود اینست که یک بسیج عمومی اطلاع‌رسانی لازم داریم تا اصل قضیه برای مسئولین و مردم استان تبیین بشود.

بعد کار خود بخود پیش میرود.

لذاست که من بار دیگر از همه متخصصین و کنشگران الموتی و غیر الموتی که دل در گروی آبادانی ایران دارند و میدانند انتقال آب الموت چه فاجعه زیست‌محیطی را به کشور تحمیل خواهد کرد ، به این کمیته کمک کنند تا بتوانیم با تکیه بر تخصص و ارائه مستندات کافی ، جلوی این فاجعه را بگیریم که ده سال دیگر ، یک گتوند دیگر ، یک ارومیه دیگر ، یک مرداب انزلی دیگر ، یک باتلاق گاوخونی دیگر روی دست کشور نماند.

در خاتمه ضمن تشکر از صبر و علاقه شما همشهریان معزز ، باستحضار حضرات میرسانم زعامت و دبیری کمیته آب توسعه بر عهده عالیجناب دکتر عطاءالله نوری و زحمت روابط عمومی این کمیته نیز بعهده سرکار خانم زهرا اوسطی میباشد.
بپپیشنهاد شده یک سخنگو و یک هیات اجرایی از جمع ۴۰ نفره حاضر انتخاب شود که هنوز مصوب نشده.
چون بنا داریم تعداد اعضای کمیته را زیاد کنیم و تا حد امکان از کارشناسان مجرب حوزه آب استفاده نماییم.
لذاست که از همه دغدغه‌مندان عزیز تقاضا داریم به جهت هم‌افزایی و وحدت رویه ، به این کمیته بپیوندند تا بتوانیم با یده واحده و قدرت بیشتر از هدف‌مان جانبداری کنیم.
اما اینکه چندین تیم بخواهیم مشترکا یک موضوع (در اینجا موضوع جلوگیری از انتقال آب) را پیگیری کنیم ، شایسته و زیبنده نیست و احتمالا مسئولین هم وقتی تشتت ما را ببینند ، خیلی وقعی نخواهند گذارد.
این یک کمیته کاملا تخصصی‌ست که از کارشناسان همه قومیت‌های کشور استفاده خواهد کرد.
چون بحث ، بحث ملی‌ست و بحث الموت به تنهایی نیست.
پس باید برای نیل به مقصود از تمام کشور کمک بگیریم.
گزارشات بعدی حتمن متضمن اعداد و ارقام و بعضی مختصات فنی خواهد بود که همشهریان عزیز از ریز ماوقع باخبر گردند.
از همه متخصصان و دغدغه‌مندان الموت و استان خواهش داریم ما را در این راه تنها نگذارند.

با تجدید ارادت
علی فارسی

آقای استاندار  الموت رود، شاهرود مایه حیات بخش منطقه الموت بزرگ

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای نوذری استاندار محترم استان قزوین
با سلام و احترام،
ما مردم شریف و سخت کوش الموت، قرن‌هاست که در این سرزمین زیبا و در عین حال سخت‌گذر، با دستانی پینه‌بسته و روحی استوار، زندگی کرده‌ایم. الموت، این سرزمین سرسبز و کوهستانی، برای ما نه‌تنها یک خانه بلکه نمادی از هویت، استقامت، و تلاش بی‌پایان است. سرزمینی که هر گوشه‌اش شجاعت، پایمردی و روحیه مقاومت مردمی است که علی‌رغم تمام بی‌توجهی‌ها و مشکلات، هرگز از عشق و افتخار به زادگاه خود دست نکشیده‌اند.
جناب آقای رئیس،
زندگی در الموت تنها یک زیستن ساده نیست؛ بلکه نمایشی از ایمان و باور به این خاک و ریشه‌های آن است. رودخانه‌های خروشان، زمین‌های حاصلخیز و طبیعت بکر این منطقه، همگی مردم گواهی بر جستجو و همتانی است که در هر شرایطی برای زنده نگه داشتن این سرزمین جنگیده‌اند. با این حال، آنچه قلب مردم این دیار را آزرده می‌کند، بی‌مهری‌ها و کم‌توجهی‌های مکرر نسبت به موقعیت‌ها و مشکلات این منطقه است.
جناب آقای رئیس ،
همانطور که مستحضرید، راه‌ها و تصمیم‌هایی که امروز در الموت استفاده همگان است، یادگار مردان بزرگی از مرحوم سید نورالدین الموتی است که شصت سال پیش با امکاناتی محدود اما با نگاهی آینده‌نگر، پایه‌های توسعه این منطقه را بنا نهادند. اما امروز این سوال مطرح است: امروز و پیشین چه اقدامی برای توسعه و رفع مشکلات این منطقه انجام شده است؟ آیا سزاوار است که این دیار با تمام پیشینه و ظرفیت‌هایش همچنان درگیرها و بی‌توجهی‌ها باشد؟
یکی از مهم‌ترین چالش‌های امروز الموت، موضوع حیاتی آب رودخانه‌های این منطقه است. این رودخانه‌ها که شریان‌های حیات در دل الموت جاری هستند، نه‌تنها برای کشاورزی و معیشت مردم هستند، بلکه برای نسل‌های آینده حیاتی هستند. آب، جزئی جدایی‌ناپذیر از هویت و زندگی ماست و هیچ‌کس نمی‌تواند حقوق طبیعی و حیاتی مردم را نادیده بگیرد یا آن را با تصمیم‌گیری‌های غیرکارشناسی به خطر بیندازد.
ما مردم الموت به شما اعلام می‌کنیم که در برابر تجاوز به حقوق این سرزمین و منابع طبیعی آن، با تمام توانمندی‌های خود می‌پردازد. رودخانه‌های ما تنها جریان آب محیط؛ آن‌ها رگ‌های این منطقه‌اند که از قلب زندگی طبیعت می‌جوشند و حیات را به مردم این دیار هدیه می‌دهند. اگر بیعدالتی و تصمیم‌گیری غیرمدبرانه درباره این منابع، مستقیماً به حیات و آینده مردم آسیب میرساند.
از جنابعالی/ آقای استاندار، انتظار می‌رود با درایت و تدبیر، دستوردهید این موضوع حیاتی توسط مجرب و متخصص به طور جدی و دقیق مورد بررسی قرار گیرد. تصمیم گیری در مورد رودخانه‌های الموت نباید شتاب‌زده يا بدون نظر مردم و آینده این دیار باشد.
ما از شما می‌خواهید که در نگاه عدالت و حقوق شهروندی، ویژه‌ای به مشکلات و امکانات این منطقه داشته باشید. انتظار ما این است که ضمن حفاظت از حقوق مردم الموت، تدابیری اندیشیده شود که آینده فرزندان این سرزمین در امنیت و آرامش تضمین شود.
با تقدیم احترام، یزدانی

۱۴۰۳/۱۱/۵