*نامه بزرگ بانوی باشتی به زینب موسوی که به فردوسی اهانت کرده بود*

📗
شاهنامه دادنامه‌ای است بر علیه بیداد، و ستایش‌نامه‌ای است بر داد، خرد، مهر و آزادی.

✍*نامه بزرگ بانوی باشتی به زینب موسوی که به فردوسی اهانت کرده بود*
نامه‌ای به زینب موسوی ، که فردوسی را به تمسخر گرفت

دخترم،من باید با تو حرف بزنم ،، نه از روی خشم و عتاب،، بلکه از روی خرد و صبر.این روزها همه به تو تاختند ونمیدانم اکنون در چه حال هستی. اما یقین دارم حال خوبی نداری. چرا که
یقین دارم که فردوسی را نمی‌شناسی.واگر می‌میشناختی این گونه به تحقیر خودت برنمیخواستی ،،وزبان به تمسخر فردوسی نمی گشودی ،،،
نه قامت اندیشه‌اش را، نه ژرفای جانش را، و نه عظمت کتاب جاودانه‌اش، شاهنامه رانمیشناسی این را یقین دارم. اگر لحظه‌ای در دریاهای بی‌کران سخن او فرو رفته بودی، زبانت از تمسخر می‌خشکید و دل به ستایشش خم می‌شد.

شاهنامه تنها دفتر رزم نیست؛
کتاب خرد است، کتاب انسان است، کتاب ایران است. هر سطرش سندی است از هویت، هر بیتش سپری است در برابر فراموشی. شاهنامه دادنامه‌ای است بر علیه بیداد، و ستایش‌نامه‌ای است بر داد، خرد، مهر و آزادی.

و تو هیچ نمی‌دانی که در این کتاب، زنان چه جایگاهی دارند:

فرانک که در دل ظلمت، چراغ امید را برای فریدون افروخت.

رودابه که با شجاعت عشقش، رشته‌های پیوند تازه میان خاندان‌ها بست.

گردآفرید که به جنگ سهراب رفت و نشان داد دلیر بودن به مرد و زن نمی‌شناسد.

فرنگیس که عشقش به سیاوش، در فرزندش کیخسرو جاودانه ماند.

منیژه که از تخت و تاج گذشت تا کنار بیژن در سیاه‌چال بایستد.

گوش کن دخترم، فردوسی قرن‌ها پیش‌تر از آنکه جهان امروز سخن از حقوق زن گوید، در شاهنامه زن را در قله‌ی عزت و خرد نشانده بود.

شاهنامه بیش از آنکه جنگ‌نامه باشد، کتاب خرد است.
در آن هیچ فضیلتی بالاتر از اندیشه نیست. تاج و تخت می‌پوسد، زر و زور می‌گذرد، اما خرد و داد می‌ماند. رستم در اوج پهلوانی به رایزنی بزرگان گوش می‌سپارد و سیاوش در آتش، راستی را بر هر چیز برتر می‌داند.

دخترم،
بی‌فرهنگی تنها در فقر و فساد و جنگ نیست؛ زخم عمیق‌تر آنجاست که کسی بر فرهنگ و هویت این سرزمین تیغ تمسخر زند و ستون‌های آن را نشانه بگیرد. درد من این است که میهنم امروز در چنبره اعتیاد و فقر و تورم و تن فروشی و هزار بلای دیگر دست‌وپا می‌زند، و در این میان،تو به عنوان دختری از ایرانشهر نیز بر پیکر زخمی‌اش نمک تمسخر می‌پاشی.
زینب جان که نامت شبیه دختر شاه جوان مردان عالم است ،
بدان که فردوسی با تمسخر فرونمی‌ریزد. او کوه استوار خرد است؛ هزار سال گذشته و هزاران سال دیگر نیز خواهد گذشت، و شاهنامه همچنان خورشید ایران خواهد بود. وبدخواهان اما، همچون سایه‌ای گذرا، در فراموشی تاریخ محو خواهند شد.

و با این همه، دخترم،
اگر امروز با خشم می‌نویسم، از سرِ درد است نه نفرت. هنوز آرزو دارم که روزی چشمت به روشنایی خرد باز شود و بدانی که فردوسی دشمن تو نیست، بلکه پدر معنوی همه‌ی ماست. روزی شاید بخوانی و دریابی که هر چه گفت، برای آزادی انسان و سربلندی ایران باشد

برای تو خرد و شجاعت را ارزومندم ،، یقین دارم اگر فردوسی زنده بود ،،از اینکه پنجاه سال است خون جوانان ایران زمین مثل چشمه ای بی زوال می‌جوشد شاهنامه ای دیگر می‌نوشت. ،،،،، ،، واز اینکه بجای گل در میان زلف دخترکان ایرانی ،،گل بر لب هایشان دود می‌شود و سلول‌های خاکستری مغزشان نابود می‌شود. از خود حرفهای بی ربط تولید می‌کنند، ،نه سی سال یلکه سی هزار سال می‌نشست ودر عزای ایران وسرنوشت تلخش نه شاه نامه که شیون نامه می‌نوشت، ،،،،،،

✍ *ملک تاج گرجی نیا*

مسدود شدن تونل جدید شیرکوه ، پروژه (قزوین،الموت،تنکابن)

بی کفایتی،سهل انگاری ،ناکارآمدی

سلام و ارادت حضور همشهریان عزیز
قابل توجه عموم مردم به ویژه مسئولان محترم منطقه :
مشکلات عمومی هر منطقه‌ای مانند الموت به دو دسته قابل پیش‌بینی (برنامه ای) و غیر قابل پیش‌بینی (حوادث غیرمترقبه) تقسیم می شود. امروزه حتی برای حوادث غیرمترقبه مانند سیل، زلزله ، طوفان و .... هم پیش بینی های لازم جهت جلوگیری و کاهش خسارات همراه با هشدارهای لازم انجام می‌شود.

پیمانکار و اداره راه الموت و ناظر پروژه ماه ها قبل از تعمیرات تونل جدید برای تحویل جاده خبر داشته اند و امری یک شبه و اتفاقی نبوده که مردم عزیز و نجیب الموت را به عذاب دچار کرده اند.

این موضوع جز بی کفایتی و سهل انگاری و عدم دلسوزی نیست.ضمن اینکه در هر تونل جاده ای حتما و باید کنار گذر جاده ای مناسب پیش بینی و احداث شود تا در مواردی که تونل به هر جهت مسدود شود از مسیر کنار گذر رفت و آمد انجام شود.این کنارگذر را اول تکمیل و آسفالت می کردید بعد تونل جدید را می بستید!!

البته بعید نیست که توجیه گران مسئول یا همان مسئولان بی کفایت اعلام کنند که جاده مذکور در دست احداث است و رفت و آمددر آن ممنوع.!

در پاسخ باید گفت شمارا به خدا بس کنید، این مردم نجیب حدود بیست سال برای بهره برداری از این پروژه صبوری پیشه کرده اند و به وعده های پوچ وشعارهای توخالی هرساله شما دلخوش کرده اند.

در دنیای امروز ایران هر سال تاخیر در پایان پروژه و افتتاح آن حداقل پنجاه درصد برمبنای تورم افسارگسیخته و بی صاحب اقتصاد کشور هزینه اضافی بر بیت المال و مردم مظلوم تحمیل می‌کند. آیا ناظر و فریادرسی برای کنترل پروژه و هزینه بیت المال برای این جاده بیست ساله وجود دارد ؟؟

اگر چنین است یک گزارش ساده و قابل فهم برای عموم مردم ارائه کنند. بنده به شوخی به یکی از مسئولان وزارت راه گفتم اگر مردم الموت و الموتیان هرکدام یک بیل و کلنگ و یک فرغون در دست می گرفتند و روزی یک متر جاده را درست می کردند امروز بزرگراه قزوین -الموت- تنکابن افتتاح شده بود.

تاریخ نشان می‌دهد جاده چالوس به آن عظمت و سختی با رنج دستان کارگران زحمتکش کندوانی و بدون ماشین آلات پیشرفته امروزی احداث شده است و یکی از دلایل به نتیجه رسیدن آن ناظر قدرتمند و دلسوز و وطن پرست بوده است. راستی نماینده های مجلس کجان؟!!

ببخشید از طولانی شدن کلام.

دکتر نادعلی رمضانی
مرداد ۱۴۰۴