روستای باغدشت

  وسعت باغدشت با توجه به جمعیت آن نسبت  به سایرروستاهای همجوار  بسیار وسیع است مهمترین بخش  زمینهای زیر کشت آن از مشرق    عبارتند :  مزارعه برجک ، پلنگ دره ،  آسیا جوب این  منطقه از شرق  متصل می شود  به اراضی  روستاهای  باغ کلایه  و شهرک  که حدود و مختصات  آن کاملا  از قدیم الایام  مشخص می باشد .

متاسفانه بدلیل سهل انگاری شورای وقت و عدم آگاهی بخشی از اهالی  قسمت اعظم  زمینهای مرغوب برجک  در ابتدا به خانمی فروخته شد و چند سالی در تملک این شخص بود .

دیری نپائید خبری از خانم صاحب ملک خریداری شده نشد و حرف وحدیث های زیادی درروستا مطرح گردید و کار به آنجا رسید که آقایانی که  زمینهایشان را از قبل  به این  خانم  فروخته  بودند ، در غیاب نامبرده اقدام به  فروش مال غیر مجددّا به شخص  دیگری در همان  منطقه کردند.  ( فروش مال غیر ).  از این  تاریخ  تا کنون  نیز  هیچگونه خبری از صاحب  قبلی  نگردیده و خریدار جدید هم مبادرت به تسطیح وایجاد نهر و کانال کل زمینهای خریداری و غیره را انجام داد.

  و چند سالی است  که تمام  زمینهای خریداری شده را  زیر کشت  شالی می برد .

براثر کوتاهی و سهل انگاری شورای اسلامی روستای باغدشت، این شخص  تمام  بایرات  اطراف  زمینها را  نیز غیر  قانونی  تصرف کرده است و حتی استعلام و سند دریافت نموده است.

 بخش دیگری از همین مزرعه که دیمی است و از طرف دولت تسطیح  گردید و مقرر شد بین کشاورزان تقسیم گردد ، باز هم بر اثر کوتاهی  و سوء استقاده تنی چند و تضییع حقوق سایرین تعداد اندکی مبادرت  به تصرف زمینهای تسطیح شده عموم کردند . و در این زمینه باز هم  شورا با ساخت و سازش با متصرفان نتوانست از حقوق عموم دفاع کند...

 بر اثر کوتاهی و سهل انگاری شورای اسلامی روستای باغدشت، این شخص تمام بایرات اطراف زمینها را نیز غیر قانونی تصاحب نموده است و حتی استعلام و سند دریافت نموده است.

 

بخش دیگری از همین مزرعه که دیمی است و از طرف دولت تسطیح گردید و مقرر شد بین کشاورزان تقسیم گردد ، باز هم بر اثر کوتاهی و سوء استقاده تنی چند و تضییع حقوق سایرین تعداد اندکی مبادرت به تصرف زمینهای تسطیح شده عموم کردند . و در این زمینه باز هم شورا با ساخت و سازش با متصرفان نتوانست از حقوق عموم دفاع کند.

 

خلاصه عده ای به بهانه این که زمین مال من است و چند هکتار می باشد و مثلا شخصی دیگر زمین کمتری دارد یا اصلا ندارد اجازه نمی دهیم این اراضی تقسیم گردد و ...

زمینهای بایری هم که چندین هکتار است ،آنها را نیز جزء حریم زمینهای قبلی خود داشته و به تصرف خود در آورده اند . و با زد و بند با شورا و بعضی از افراد دیگر به حیف و میل بودجه ای که دولت جهت اختصاص تسطیح زمینها در قالب قرار گذاشتن لودر و بولدزر بود سوء استفاده نموده و این منطقه و حاشیه آن یعنی حاشیه رودخانه قسمت آسیاب جوب تسطیح ولی عادلانه تقسیم نگردید .

 متاسفانه آقایان شورا که اغلب آنها نیز تحصیل کرده اند از نجابت

 روستاییان سوء استفاده نموده و حق السهم افراد ضعیف تر را خریداری و با قیمت خیلی بالا تری به افراد غیربومی می فروختند به طوری که الان در منطقه مشرق باغدشت یعنی ملک برجک ، پلنگ دره و آسیاب جوب را بسیاری از غیربومیان با قیمت بسیار ناچیز خریداری کرده اند ، بعضی نیز با واگذاری زمینهای بادآورده البته مردم محروم را به اشخاصی واگذار کرده اند

- که هم اکنون کارخانه سنگ شکن و ماسه شویی احداث نموده اند .این آقایان هم ثروت خدادادی منطقه را به طرق مختلف غارت می کنند .

 

بعضی از آقایان شورا هم صرفا به فکر منافع شخصی و وابستگان خود بوده و توجهی به حقوق عامه مردم ندارند ، اغلب پیشرفتها و بودجه های عمرانی را در جهتی هزینه می کنند که منافع شخصی آقایان را در بر بگیرد .

 

از منطقه شرق به شمال روستای باغدشت برویم مزارعه خانه پسان ، ارباب باغان است که متصل است به روستا که در گذشته باغات زیادی بود ولی امروزه از باغ های سنتی چیزی باقی نمانده و اغلب به زمین های کشاورزی تبدیل گشته است .

از ارباب باغان به بالا را سنگدره می گویند این منطقه فعلا زمینهایش بکر است ، اگرچه در گذشته از ابتدای ارباب باغان تا کلنگسر رودخانه همه ی مردم به کشت گندم جو مبادرت می ورزیدند ، ولی امروزه به دلیل تصاحب غیر قانونی چند زمین دار قدیمی اسطلبری و معلم کلایه ای اغلب باغات و زمینهای چندصدساله ارباب باغان و خانه پستان باغدشت دیگر زیر کشت نمی رود و اکثر درختان با قدمتی صدساله خشک شده و از بین رفته اند .

ناگفته نماند طبق مدارک موجود و شکایات مکرر آقایان اسطلبری و معلم کلایه ای صاحب زمینها محکم شده اند . و باید حق ، حقا به باغدشت را به رسمیّت بشناسند ولی متاسفانه بدلیل اینکه آنها بر سر چشمه های آب تسلط دارند ، از این امتیاز بهره برداری غیرقانونی می کنند .

باز هم در این راستا باید بگویم کوتاهی از طرف مسئولین وقت روستای باغدشت بوده است و آنها هم از این غفلت نهایت سوء استفاده را برده اند از این جمله اینکه :

1) آب را غیر قانونی تصرف نموده اند .

2) زمینهای دیمی خود را تسطیح و به آبی تبدیل کرده اند .

3) به کاشت درخت و کشت شالی مبادرت کرده اند .

و...

حقابه یک دهم آقایان حال ، دیگر صد در صد گریده ...ولی اهالی روستای باغدشت بدلیل عدم توجه شورا و غفلت از این مهم به گدایی سهم خود تن در داده اند !

ناگفته نماند این منطقه نیز از تیررس سود جویان بومی و غیربومی در امان نمانده چرا که نزدیک به 20 تا 30 هکتار از زمینهای ارباب باغان و خانه پستان را افراد غیر بومی خریداری کرده اند .  تا آینده چه شود خدا می داند ؟

در غرب روستای باغدشت مزرعه معروف چالک قرار گرفته که این منطقه تا کفتر لانه و از یکطرف به کوه و از طرف دیگر به رودخانه الموت متصل است . این منطقه در واقع دارای زمینهای بسیار مرغوب و حاصلخیز می باشد ولی اینجا هم با کمبود آب مواجه هستیم چرا که آقایان آنطور که شایسته و بایسته این کار است ، سعی نکرده اند آب رودخانه را به این مزرعه هدایت کنند البته کارهای کوچکی انجام گرفته ولی کافی نیست .

از مزارع چالک به سمت رودخانه که برویم باید از پل قدیمی عبور کنیم البته ناگفته نماند کمی بالاتر یک پل بزرگ 60 متری احداث گردیده که در واقع پل بزرگ ارتباطی قزوین – الموت – تنکابن است و از همین روستای باغدشت می گذرد .

از پل که عبور کنیم به مزرعه لامان باغدشت می رسیم ، تنها جایی که علاوه بر زمینهای شالیکاری باغات گیلاس ، گردو و زردآلو و ... به چشم می آید  و خیلی ها هم از طرح دولت در احداث خانه های ضد زلزله روستای استقبال ، و چه روستائیان بومی و چه مهاجرین  مبادرت به ساخت و ساز این گونه ساختمانها با استفاده از وام ده میلیونی با سود کم در این منطقه و جای جای باغدشت کرده اند .

البته یاد آور می شوم با شروع جاده یا همان پروژه ملی طرح جاده قزوین ، الموت ، تنکابن ، تعداد اندکی سود های آنی نصیبشان گردیده و خیلی ها هم نه تنها سودی نبرده اند ، بلکه با سر و صدای کامیونها، گرد و خاک جاده ها و ... آرامش نسبی خود را از دست داده اند.

اما این منطقه نیز با کمی فاصله از مزرعه چالک در غرب روستای باغدشت قرار دارد در منطقه لامان در حال حاضر حدودا 20 خانوار مبادرت به خانه سازی کرده اند . و یکی از شرکتهای پیمانکار این جاده نیز در همان لامان اسکان دارد .

 از منطقه لامان به سمت جاده و غرب که پیش برویم چشم انداز منطقه بسیار وسیع مزارعه گذلات را پیش رو داریم که رودخانه الموت همچنان به سمت غرب جهت متصل شدن با رود طالقان در شیرکوه ( دو آب ) بدون وقفه جاریست از سنگلاخها می گذرد و صدای شرشر آب به گوش می رسد . زمینهای وسیع کشاورزان از زیر کشت شالی رفته از دورنمایان است  ، از این منطقه تقریبا جلگه ای که به سمت جلو می رویم به جایی میرسیم که معروف به بوران است .

بوران گذشته خوبی دارد از جمله این که در این منطقه قهوه خانه ای وجود داشت و از مسافران پیاده آن زمان پذیرایی می کرد .

چشم انداز زیبای کوه های اطراف ، جنگلها ، وجود چشمه و نیزارهای آن حیات وحش زیبا کل و بزکوهی و مشاهده آنها با چشم غیر مسلح ، سرسبزی زمینهای شالی همه و همه هر بیننده ای را مجذوب خود می کند .

البته در حال حاضر از آن قهوه خانه چیزی نمانده ولی طبیعت زیبای اطراف آن چنانکه ذکر شد روز به روز زیبا تر هم شده است .

از منطقه گذلات و انتهای آن یعنی بوران به یک سنگ بسیار بزرگی بر می خوریم که در اصطلاح محلی به دراز تله معروف است .

و نهایتا کمی از مسیر را ادامه دهیم به روستای غورد و پل معروف باغدشت و روستای شیرکوه می رسیم . لازم به ذکر است که قلعه ی بیدلان در همین منطقه قرار دارد .